سه شنبه, 19 مرداد 1395 ساعت 10:17

خاطره

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

۷ یا ۸ سالم بود که قلکم رو شکستم و با چند تا سکه یک تومنی به گل فروشی رفتم و یه دسته گل بزرگ خریدم!

 

وقتی گل ها رو به مادرم دادم گریه اش گرفت و من رو بغل کرد.

 

روز مادر

 

من و مادرم با هم گریه می کردیم

 

فکر می کنم

 

هیچ عشقی این طعم زلال رو نخواهد داشت

 

از همین جا مثل همه بچه ها به مادرم میگم دوستت دارم

 

شما هم امروز به مادرتون نامه بنویسین و بگید که محبت هاش رو فراموش نمی کنید...

 

 

 

مرتضی سعیدی

 

11/1/1395

 

 

بازدید 555 بار